سلطان محمد مطربي سمرقندي

211

تذكرة الشعراء ( فارسي )

نقطهء دوم در ذكر فضلايى كه مؤلف ايشان را ديده ، ملازمت ننموده [ است ] . [ 29 ] امينى خيابانى [ زندهء 1013 ق / 1604 م ] امينى خيابانى ، از خيابان بخاراست . سيماى امانت و ديانت از اطوار او لايح و آثار فطانت و متانت از اشعار او واضح است . شاعرى است پرزور و در گفتن اشعار مطبوع مشهور ، از علم عروض و قوافى حظّ وافى دارد و معمّيات مشكله را به سهولت مىگشايد . از شعراى قديم بخاراست . در مدح سلاطين و خواقين قصايد خوب دارد و حالا كه شهور سنهء ثلاث و عشر و الف است ، هنوز در قيد حيات است و از وطن مألوف و مسكن معطوف قطعا به جايى نمىرود و اين غزلش ، شاهد اين معناست : غزل : چنين كه خطّ لبت تازه مىكند جان را * كسى دگر چه كند ، خضر و آب حيوان را چو غنچهء دهنت بشكند به خندهء ناز * زنند چاك ز هم غنچه‌ها گريبان را اگر به خط تو زد لاف مشك چين تو مرنج * كه از كمال خطا گفت ، اين پريشان را به دور حسن تو شد ديده‌ها چو ابر بهار * كه هست خاصيت اين موسم بهاران را « امينيا » ز بخارا مرو به جاى دگر * مده به روضهء جنّت سر خيابان را وقتى كه حضرت خاقان مغفور عبد اللّه خان ، فتح ولايت خوارزم نمودند ، مولانا مشار اليه قصيدهء غرّايى به جهت آن فتح املا نموده ، گذرانيد و عنايات پادشاهانه شامل حال او گرديد و القصيدة هذه :